15شهریور1389

به پایگاه فرهنگی رزمندگان خوزستان خوش آمدید ****

 

خاطرات رزمندگان :

 


 عنوان  بابا
 گوینده  عليزضا صفائي
   
خاطره  شهيدمحمدعلي بابازادگان را بابا صدا ميزديم.نميدانم چرا؟ شايد بخاطر اين بود كه با همه بزرگوارانه وپدرانه رفتارميكرد؛حاج صادق(آهنگران)نوحه اي مي خواند؛كه اين مضمون راداشت: (بابا قربان نعش بي سرت-در خون افتاده بي سر پيكرت) اينو يكي از بچه هاي گردان (حسن بسي خاسته)روي زبانها انداخته بود.وقتي برايش ميخوانديم خيلي خوش بحالش ميشد.هميشه ذكر اباعبدالله(ع)برلبش بود.بعضي مواقع كه ميخواستيم اذيتش كنيم بلند صداش مي كرديم:بابا‍ تابرمي گشت نگاهمون ميكرد ادامه ميداديم قربان نعش بي سرت وباهم ديگه كلي ميخنديديم.تا اينكه يك روز گفت: من كه ميدونم همين موضوع برام اتفاق مي افتد .پس هميشه همين را برايم بخوانيد .عمليات والفجر8 كه شهيد شد آنها كه ديده بودنش مي گفتند سرش تقريبا(اين شك وترديد از نگارنده مي باشد) از بدنش جدا بوده .انشا،الله باسيد وسالارشهيدان اباعبدالله الحسين (ع)محشورشود.يادش گرامي باد.
   
 عملیات  
 همرزمان و همراهان  
 تاریخ  

 

 

 

كليه حقوق اين سايت براي سايت سبك بالان عرش  محفوظ است
Designed by : Yadegar